غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم...
شهریار در مدّت طولانی که از دوران کودکی او می گذشت، سرزمین کودکی خود را فراموش کرده بود و تصمیم گرفت منظومه ای که قصد داشت درباره ی خاطرات دوران کودکی اش در پای کوه "حیدر بابا" گذرانده بود، به شعر، و به زبان مادری بسراید، بدین سان منظومه ی شیرین "حیدر بابا" متولد شد و شهریار خود نیز تولّدی دوباره یافت، منظومه هایی که صرفاً برای خاطر غم مادر،عمه و عمه زادگان به زبان محاوره، ساده و بدون پیرایه سروده شده بود شاهکاری از آب در آمد که شاید در باور خود شهریار هم نمی گنجید، مجموعه اشعار محّلی او تحت عنوان حیدر بابا، از شاهکارهای آثار فولکوریک ایرانی و آذری ست. این اثر تاکنون نزدیک به ۷۶ زبان بین المللی ترجمه شده است.
آری شهریار را "حیدر بابا" شهریار کرد.
قبل از آن اگر نامی داشتن در ردیف چند تن از شعرای خوب زمان قرار داشت، این منظومه بارها در ایران، ترکیه و آذربایجان و شوروی و ... حتی کشورهای دور دست مترقّی چاپ گردیده و شهرت و افتخار شهریار را عالم گیر کرد.
استاد شهریار در روز ۲۷ شهریور ماه ۱۳۷۶ در پی یک بیماری ریوی در بیمارستان مهر تهران در گذشت و جنازه اش پس از یک تشییع جنازه و تجلیل با شکوه به تبریز انتقال یافته و در مقبره الشعرای این شهر در کنار خاقانی شروانی، اسدی توسی، قطران و .... به خاک سپرده شد.

ریحانه کرم پور
آئین شهریور ماه در باور مردم ایران باستان
در ایران به هنگامه ی اصالت زرتشت اهورایی، هر ماهه به مناسبت همان ماه و اسم آن، جشنی برگزار می شد و مردم در آن به شادی و پایکوبی می پرداختند. مادر این خصوص به ماه شهریور (شهریورگان) می پردازیم.
شهریور ماه، که روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دواسم جشن می باشد، آن را شهریورگان گویند. معنی شهریور، دوستی و آرزوست. شهریور فرشته ای است که به جواهر هفتگانه از قبیل، طلا، نقره، و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به آنها بستگی دارد، موکول است.
برای جشن شهریورگان، از دو راه دیگر می توان برتری و فضیلت قائل شد. اول اینکه در این ماه محصولات کشت و زرع جمع آوری می شود و چون برای بدست آوردن نتیجه ی هر کاری جشن و شادی لازم است، لذا، شهریورگان به مناسبت نتیجه گرفتن از نعمت کشت و کار و به دست آوردن محصولات به خصوص برای کشاورزان بهترین جشن و شادی است و در واقع جشن سرخرمن می باشد. دوم اینکه در این ماه پائیزه کاری شروع می شود و چون هر کار نیکی را باید با شادی آغاز کرد، از این لحاظ شهریورگان را می توان آغاز فصل جدید دیگری از هنگام کشت و زرع دانست آن را مورد احترام قرار داد. با دلایلی که گفته شد، جشن شهریورگان بخصوص برای کشاورزان از لحاظ جمع آوری و بدست آوردن خرمن و همچنین از نقطه نظر شروع به کاشت پائیزه بهترین جشن و شادمانی است و به همین جهت است که نسبت به آن احترام زیاد قائل هستند و با شادی فراوان مراسم آن را بجا می آورند و خداوند بزرگ را ستایش و نیایش می کنند که برای آنها مائده زمینی فراهم آمده است. زرتشتیان چون مردمانی شکرگذار و فرمانبر دستورات اهورا مزدا هستند، برای هر یک از نعمت های خدا ارزش قائل شده و برای هر نعمت از اهورامزدا سپاسگزاری می کنند.
محسن دلیلی:
به مناسبت سالگرد اخوان ثالث:
زندگی هر کسی، هر قدر هم بی اهمیت باشد، اگر صادقانه بیان شود رغبت انگیز است.
قبل از آغاز هر مطلبی باید یادآوری کنم که بررسی زندگی و شعر و شخصیت اخوان ثالث دراین چند سطر نمی گنجد، ولی به دلیل رسالت ما باید این روز را به شما مخاطب گرامی یادآوری کرد.
مهدی اخوان ثالث(م.امید) در سال 1307 خورشیدی در توس به دنیا آمد. وی درباره ی تولد خود
می گوید: "من یقین دارم و از پدر و مادرم شنیدم که در یکی از سال ها، در یکی از اوقات شب یا روز در توس به قول معروف متولد شدم. یعنی در واقع یک چشم را به دنیا گشودم. توضیح آنکه چشم دیگرم چندی بعد به دنیا گشوده شد. نمی توانم درست بگویم چه سالی به دنیا آمدم. بین سالهای هزارو سیصدو شش یا هفت بود. ولی بالاخره همین وقت ها متولد شدم."
اخوان در هنگام تولد با یک چشم وارد این جهان شد و به قول خود، با نذر و دعاهای مادر و پدر چشم دیگرش پس از مدتی دیگر به جهان گشوده شد. خانواده ای که اخوان در آن به دنیا آمد کاملاَ مذهبی بود و پدر وی عطار و طبیب بود.
زندگی کودکی و نوجوانی اخوان با هنر موسیقی و شاعری آمیخته است. او تار می نواخت و در خلوت خود می کوشید تا به نیازهای درونی خویش پاسخ گوید، این نیاز تا پایان عمر با وی همراه بود و دل و جان و روح خود را با آرامش می رساند. مشوق اصلی او در شعر پدرش بود. اما آموزگار اخوان در شعر پرویز کاویان جهرمی بود که او را با خط شعر، کم کم آشنا کرد. او در اسفند سال 1325 در مشهد با غزلی به مطلع:
برده دل از کف من آن خط و خالی که تراست
بارک ا... بدین طرفه جمالی که تراست
خود را به عنوان شاعری جوان و خوش ذوق به شاعران کهنسالان معرفی کرد. در همین غزل، وی شعر خود را سحر حلال می داند.
انبیا فخر به معجز نفروشند، امید
گر ببینند چنین سحر حلالی که تراست
و این برای شاعر 18 ساله و در ابتدای شاعری مبالغه آمیز است.
پس از تحصیل در رشته آهنگری، هنرستان را به پایان برد و به کار آهنگری مشغول شد. اما به سبب علاقه اش به شعر در دبیرستان وارد رشته ی ادبی شد. در پایان سال به تهران آمد و برای خدمت نظام وظیفه معافی 2 ساله گرفت و به استخدام آموزش و پرورش روستایی در آمد و برای تدریس به یکی از روستاهای ورامین ( پلشت) رفت. در سال 1329 با ایران خانم، دختر عمویش ازدواج کرد و سال بعد برای کار معلمی به لویزان رفت. در همین سال اولین مجموعه شعر خود را که اغلب در قالب غزل سروده بود با عنوان "ارغنون" منتشر کرد و خود را به صورت رسمی به ادبیات آن روز معرفی کرد. در سال 1330 سرپرستی صفحه ی ادبی روزنامه جوانان دموکرات را به عهده گرفت و با شاعرانی چون شاملو، سایه، نصرت جهانی و سیاوش کسرایی آشنا شد. وی در سال 1332 مدال طلای فستیوال جوانان دموکرات را دریافت کرد. و به کشور رومانی دعوت شد که به این سفر نرفت.
پس از کودتای 28 مرداد سال 32 ایران چهره ی دیگری به خود گرفت و نظام سیاسی فرهنگی جامعه ی آن زمان به کلی دگرگون شد. در این گیرودار اخوان نیز همانند سایر سیاسی کاران بازداشت و به زندان فرستاده می شود و پس از مدتی که آزاد می شود سعی برآن می کند که به قول خودش به سمت و سوی زندان نرود. در سال 1335 تحول عظیمی در شعر اخوان و حتی شعر و ادبیات آن زمان با چاپ مجموعه ی "زمستان" صورت می گیرد. این مجموعه نوع تکامل یافته ی اشعار نیمایی بود و حدیث خفقان و شکست و سکوت نسل اخوان و اوضاع سیاسی آن زمان بود.
اخوان زبانی شیوا و حماسی داشت و به خاطر ارادتی که به فردوسی داشت زبان شعری او همانند فردوسی، حماسه سرا و البته ملی، میهنی بود. در شعرهایی نظیر میراث، کتیبه، قصه ی شهر سنگستان و بیشتر اشعار وی می توان به خوبی این مسئله را لمس کرد.
او همیشه برای مردم و از درد اجتماع و اوضاع سیاسی شعر می سرود و از نابسامانی مردم رنج می برد. از دیگر آثار شعری اخوان می توان آخر شاهنامه(1338)، از این اوستا(1344)، شکار(1345)، در حیاط کوچک زندان(1355)، زندگی می گوید اما باز باید زیست(1357)، دوزخ اما سرد(1357) و تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم(1368) را می توان نام برد. البته وی چند کتاب مجموعه مقالات و گزیده اشعار و
نامه های خود را نیز در آثارش دارد.
اخوان ثالث در اوج عزت و سربلندی و در عین حال در فقر زندگی کرد. وی پس از آخرین مجموعه شعر خود که تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم در تیرماه 1369 بود به اروپا سفر کرد تا زمینه ی دیدار با دوستان را فراهم سازد. در این دیدار، ابراهیم گلستان، رضا مرزبان، اسماعیل خوبی و چند تن دیگر را می بیند و ساعت های خوشی را با آنها می گذارند.
در 29 تیرماه به ایران باز می گردد و ردر بستر بیماری می افتد. چندین بار وی بستری شده بود، اما این بار، هنگام بدرود با شاه زمستان و شهر سنگستان بود و کفتران این شهر بر بام های این قلعه ی فخر تاریخ به سوگ، پر می زدند. آری، مهدی اخوان ثالث در ساعت 10.30 شب یکشنبه 4 شهریور 1369 در بیمارستان مهر، میراث خود را به یادگار گذاشت و از این کهن بوم و بر هجرت کرد. یاد این چاووشی خوان زمستان همواره در ذهن شاعران و ادب دوستان جاوید خواهد ماند. مزار پاک م.امید پس از ساعت ها بحث و جدل در روز در گذشت وی، بالاخره در کنار حکیم فردوسی قرار داده شد و میعادگاه عاشقان شاگردان نیما گشت. یاد همه ی شاعران هم نسل او همانند شاملوی بزرگ، سیاوش کسرایی، نصرت رحمانی و ... که امروز در کنار ما نیستند گرامی باد.
هيچ شب شمعي نمي سوزد چو من پروانه اي هم
نيست بي سامان تر از من عاقلي ديوانه اي هم
باز هم مست از مي پير مغانم گرچه ديدم
در جهان هرنوع خراباتي كهن ميخانه اي هم
اي وطن آباد ماني سربلند، آزاد ماني
گرچه بهر من نداري كلبه اي كاشانه اي هم
گرچه بس بيگانه امروزت نمايد خويش و خواهان
بيش من خويشي ندارد دوستت ،بيگانه اي هم
عمر و جان كردم نثارت عاشقم ديوانه وارت
عاشقي ديوانه چون من نيستت ،فرزانه اي هم
عشق و ايمانم به ايران ،دردو گيتي هم نگنجد
نيست رطلي در انيران سنجد اين پيمانه اي هم
جغدها هر شب نشانم مي دهند"اميد" و گويند
گنج معني بين ،ندارد گوشه ي ويرانه اي هم!
