ساجده سليمي:
چهار ديواري؛اختياري...
مي گويند رباعي را رودكي ابداع كرد .علاوه بر تحقيقات محققان،سبك و سياق اشعار رودكي ميتواند دال بر اين مسئله باشد. فضاي كامراني و مديحه سرايي رودكي در دربار اميرنصر ساماني در بخارا و شاد خواري هاي اين شاعر كهن همه فضايي ايده آل براي شاعري با استعداد است كه با فراغت خاطر دست به ابداعات و ابتكارات شاعرانه بزند. چنانچه تمام قصيده سرايان بعد از او چون كسايي و منوچهري و عنصري خود را وامدار او ميدانند. چون بهانه ي اين پست رباعي است باز ميگرديم به رباعيات رودكي. گرچه رباعياتي كه از رودكي در دست داريم اندك است اما بهترين سند براي واكاوي اين قالب است. رباعيات رودكي با رباعيات شاعران عصر حاضر بسيار متفاوت است. انديشه ي خوش باشي و عشق و شادكامي در تمام ابيات او موج ميزند در عين حال رباعيات او گويي دوبيتي هايي است كه ازابتداي يك غزل جدا شده يعني ما ميتوانيم رباعيات رودكي و ديگر قدما را به عنوان مطلع غزل ادامه بدهيم :
دل سير نگرددت زبيدادگري
چشم آب نگرددت چو در من نگري
اين طرفه كه دوست تر زجانت دارم
با آن كه زصد هزار دشمن بتري...
زيرا از لحاظ مضمون تفاوتي با غزل ندارند البته اين حكم را نميتوان به تمام رباعيات او نسبت داد زيرا بعضي رباعيات او هست كه چون رباعي سرايان عصر حاضر مضمون شعر در 4 مصرع تمام ميشود:
چهار چيز مرآزاده رازغم بخرد
تن درست و خوي نيك و نام نيك و خرد
هر آنكه ايزدش اين هر چهار روزي كرد
سزد كه شاد زيد شادمان و غم نخورد
در اينجا ما قصد بررسي سير تاريخي رباعي را نداريم زيرا همانطور كه دوستان مطلعند اين قصه سري بس دراز دارد ودر اين مقال نميگنجد پس براي اطلاعات بيشتر دوستان را ارجاع مي دهيم به كتاب هايي كه درين زمينه موجود ميباشد و مي رويم به سراغ رباعيات پس از انقلاب كه موضوع اصلي بحث ماست.دوره ي بعد ازانقلاب اسلامي بعضي قالب هاي شعر دوباره احيا شدند. يكي ازين قالب ها رباعي است كه به دليل ظرافت هاي ويژه اش مدت هاست پابه پاي غزل جلوه گاه تجلي انديشه و احساس شاعران است. با اين مقدمه به سراغ شعر آقاي جليل صفر بيگي ميرويم.شاعر رباعي سراي كه اين روزها شعرش نقل محافل ادبي است و بحث هاي زيادي شده است پيرامون رباعيات او و سبك شعري نويني كه ارائه كرده است. در رباعيات قدما بيشتر به مسائل كلي زندگي پرداخته شده است مفاهيمي چون مرگ و زندگي و بازگشت به آخرت ولي رباعي امروز به سوي جزئي شدن پيش ميرود و به گفته ي بسياري از معاصران شايد از بهترين قالب ها براي بيان حس شاعر عصر حاضر است. شايد به همين دليل است نيما اينقدر به قالب رباعي مي پرداخت. كيفيت و كميت رباعي هاي نيما همه حاكي از تعلق خاطر او به اين قالب است زيرا معمولا رباعي جايگاهي است براي همراهي وزن طبيعي گفتار در زبان فارسي و وزن عروضي لذا قالبي منعطف است براي نزديك شدن به گفتار _ همان كه هدف نيما بود _ زيرا قالب رباعي معمولا در بحر هزج(مفاعيلن) است و اين بحر اصولا به وزن طبيعي گفتار بسيار نزديك است. رباعيات صفر بيگي جنبه ي تغزلي دارد اين كه ميگوييم صفر بيگي و نه حسن حسيني ونه قيصر امين پور يا حسين منزوي، به اين معنا نيست كه اينان در رباعي كم كار كرده اند يا كار نكرده اند نه! بلكه ازان جهت صفر بيگي را به عنوان ستون اين چهار ديواري برگزيده ايم زيرا شعر او بر پايه ي رباعي به شهرت رسيد يعني او در حوزه ي رباعي از هم قطارانش دوسه گام بيش است. دكتر شفيعي در رساله ي موسيقي شعر خود حشر معاني يا رستاخيزكلمات را از دو جهت مورد بررسي قرار ميدهد:
1)گروه موسيقيايي
2)گروه زبانشناسيك
صفر بيگي در حوزه ي موسيقيايي يعني وزن و قافيه و رديف ابتكارات زيادي ارائه كرده است وآهنگ كلمات در در خدمت معنا رساني درآورده است مثلا در اين رباعي:
بر نيمكت شكسته اي در باران
در دست تو چتر بسته اي در باران
باران باران باران باران باران
تنها تنها نشسته اي در باران...
كه تكرار باران به زيبايي ريزش باران را القا ميكند. گاهي او اين خلاقيت را به اوج ميرساند مثلا درين رباعي:
با ديدن تو دست و دلم ميلرزد
زيبايي تو چقدر وحشتناك است
انگار كه چاره اي ندارم ديگر
دختر پدر تو بود چوپان ميخواست؟..
قافيه به طور كامل حذف شده است. از جنبه ي زبان شناسي،استعاره و مجاز در شعر او يكنواخت ويكدست است. آركائيك درشعر او وجود ندارد و شعر اورا ميتوان صد در صد مدرن و امروزي دانست. شاعري كه به راحتي كلماتي چون كروكديل، چسب، زن ذليل را در شعر خود مي آورد بدون آنكه به شعر او لطمه بزند يا براي خواننده ناخوشايند باشد. طنز شعر اوبر ضريب نفوذش در مخاطب تاثير زيادي دارد. طنز شعر او هوشمندانه با خلاقيت وكشف شهود شاعرانه همراه شده است و همين عامل ماندگاري رباعيات اوست.
در شعر خود اعتراض مي كاشت جليل
هي پنجره هاي باز ميكاشت جليل
ميليونر شهر ميشد امروز اگر
جاي كلمه پياز مي كاشت جليل...
نكته آخري كه در مورد شعر او قابل توجه است استفاده از تركيبات عاميانه و اصطلاحات روز است:
ما اين كم و كاست را نميدانستيم
دل آنچه كه خواست را نمي دانستيم
باور كن اگر عنايت عشق نبود
دست چپ و راست را نمي دانستيم...
و يا :
دور از مني و هنوز هم روي لجي
چون آينه اي و با من انگار كجي
چندي است كه ورد شب و روزم اين است
اي عشق بيا اجي مجي لا ترجي!
با عضویت در خبرنامه از به روز رسانی وبلاگ، برنامه ها و همایشهای انجمن با خبرتان می کنیم.
دوستان عزیزی که از طریق لینک "سخن شما" سوال خود را مطرح می کنند جواب خود را از همان طریق دریافت کنند.